تبرج در زن دوم

مارس 31, 2008

وقتي تو ايران وارد سينما ميشي، يادت ميره كه اينجا ايرانه…
وقتي كم كم فيلم شروع مي شه و انتظارا تموم ميشه، يادت مي ره داري تو هميمن مملكتي زندگي مي كني كه يه عالمه آدم بيگناه رو به زور ميبرن يه جايي كه اونجا آدمشون كنن.
و بالاخره وقتي فيلم شروع مي شه يادت ميره كه اصلا تبرج رو كي و كجا بكار ميبردن، حتما مال ماها نيست.
تاحالا به اين مسئله دقت كردين كه تو سينماي ما ، با اين همه سانسور و مميزي و سخت گيري و لغو مجوز، چطور باز ما از ديدن خيلي چيزا تعجب مي كنيم و ميگيم چطور به اين اجازه دادن؟
اما من مي خوام از مسئله مد و لباس در سينماي ايران بگم كه چقدر آرمانگرايانه است و چقدر با وضع بيرون فرق مي كنه.
الان يك جرياني وارد سينما شده در زمينه طراحي لباس و صحنه كه از عناصر شيك و اسباب هاي مدرن و به قول خودمون هنري استفاده مي كنه، مثل بامبو، ني، گليم، آجرو… در زمينه لباس هم يك سري لباسهاي عجيب و غريب كه دوختن و فكر كردن به اينكه از كدوم وريه كلي وقت مي بره. لباسهاي چند لايه و تنگ و گشاد و كوتاه و بلند كه تو مغازه ها كمتر ميشه پيدا كرد…
و نكته مهمتر اينكه آرايشهاي عجيب وزياد با موهاي بيرون كه حالا ديگه امري عادي شده…
اما نكته اي كه من ديروز در فيلم ” زن دوم” ديدم، عجيب تر از اين حرفها بود.نميدونم آقاي الوند اون زمان در ايران بودند و از اوضاع و احوال تبرج و گرفت و گير در ايران با خبر بودند؟ آيا واقعا اگه يه خارجي اون فيلمو ميديد باورش ميشد اون تو همون ايرانيه كه كلي فيلم و خبر از بگير بگيرش به خاطر تبرج هست؟
هر دو هنر پيشه اصلي فيلم با چكمه هاي بلند روي شلوارهاي تنگ و مانتوهاي تنگ و كوتاه كه بعضي جاها واقعا به كت تبديل مي شد، با آرايشهاي غليظ ، چيزي جز تبرج!!! نداشتند.
در طول فيلم شاهد 20-30 دست لباس و به نوعي به رخ كشيدن كمد لباس هنرپيشه ها بوديم كه هركدام از ديگري در تبرج پيشي مي گرفت!! و خلاصه اينكه اگه يك دختري كه حالا از مد پيروي مي كنه و از ديدن اين لباسها هم به وجد بيادو بخواد اونم اين تيپ رو داشته باشه حتما از كلانتري وزرا سر در مياره. مثل فيلم اتش بس كه مهناز افشار كلي لباس سارافون مانند پوشيد كه بعد مد شد و جلوشو گرفتند كه مانتو نبايد دو تكه باشه و ….
حالا اگه فرض كنيم تبرج بده و هيچكس نبايد انجام بده، آيا مي شه هنرپيشه ها رو مستثني كرد؟ آيا ميشه كه كسايي كه الگوي جووناي ما هستند رو از اين امر جدا كرد؟
و در آخر ظهار تاسف از اين امر كه واقعا چرا سنتوري بخاطر يك سري مسائل سياسي بعد از مجوز ، اكران نميشه اما يك همچين فيلمهايي كه دست كم با شرايط كنوني جامعه 180 درجه مغايرت دارن براحتي ميان و فروش خوبي هم كمي كنن؟ شايدم دليلش اينه كه از اين به بعد ميشه بدليل كمبود اينگونه مسائل در سطح شهر( از قبيل چكمه بلند و مانتو تنگ وكوتاه) به سينما بريم و با خيال راحت همه اون چيزايي رو ببينيم كه منعمون كردن تا عقده هامونو خالي كنيم و يادمون بره كه اينجا ايرانه…

اشتباه نكنيد بحثم اين نيست كه چرا توي سينما چكمه مي پوشند. فقط مي خواهم بگم كه اسلام فقط بهانه اي شده تا فيلمهايي كه شرايط واقعي زندگي مردم را نشان مي دهند مثل سنتوري مجوز اكران نگيرند و يا به وسيله آن روي مردم فشار بياريم. وگرنه چكمه پوشيدن توي سينما نه تنها اعتقادات مذهبي كسي را خدشه دار نمي كند بلكه وزير ارشاد هم به قم احضار نمي شه و كفن پوشان هم راه نمي افتند. تا موقعي كه با حكومت مشكلي نداريد و فيلمتان فيلم نامه انتقادي ندارد هر جوري مي خواهيد فيلم بسازيد.

بعد از صحبت آقاي احمدي نژاد در مورد برجستگي هاي مردم  ايران امروز حرف جالبتري زد:
امروز آقاي احمدي نژاد كه آمدند براي راي دادن ، توي محاسبه اي كه با خبرنگار صداو سيما داشت  گفت: “من سفرم را به سنگال نيمه تمام گذاشتم تا بتونم به همراه همراهان در انتخابات شركت كنم. دوستان براي  شركت در انتخابات له له مي زدند”
تصور كنيد كابينه را كه در سنگال دارند له له مي زنند تا در انتخابات شركت كنند!!
فكر كنيد اگر ترجمه بشه چي مي شه؟؟؟